حسد از دیدگاه شاعران نامی ایران

توانم آن که نیازارم اندرون کسی

   حسود را چه کنم کو ز خود به رنج دَرَست   

بمیر تا برهی ای حسود کین رنجیست

 که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست .... سعدی

      شنیده بودم اهریمن از طریق حسد       

    به خلد رفت و فریبنده گشت آدم را....ادیب الممالک فراهانی

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

  گو تو خوش باش که ما گوش با احمق نکنیم....حافظ

هرگز مرا ز داشتن خلق رشک نیست

  زان غبطه میخورم که چرا من نداشتم .... پروین اعتصامی

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی

      الا بر آن که دارد با دلبری وصالی .... سعدی

حسد چه میبری ای سست نظم بر حافظ

  قبول خاطر و لطف سخن خدا دادست .... حافظ

در این زمانه که گرگ حسد فراوان است

  حصار عافیتی به ز چاه کنعان نیست .... صائب تبریزی

خواهی که شود دل تو چون آیینه      ده چیز برون کن از میان سینه

حرص و دغل و بخل و حرام و غیبت  

    بغض و حسد و کبر و ریا و کینه

خاقانی

همه دود است کباب حسد و نخوت   

  نخورد کس نه ز خام و نه ز بریانش

پروین اعتصامی

بکِش جفای رقیبان مدام و جور حسود

  که سهل باشد اگر یار مهربان داری .... حافظ 

تا حسد را ز دل برون ننهی         

  از عمل های زشت او نرهی .... سنایی

عکس بالا رو نگاه کنید .ببینید خندتون نمگیره ، که جهان به این بزرگی با این همه امکانات بعد آدما به هم حسودی میکنن. ای کاش بدونیم که حسادت از کم بودنه؛ ما باید خودمون رو سعی کنیم بالا ببریم ،نه اینکه فکر کنیم با خراب کردن دیگران بزرگ میشیم!

لینک
دوشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٦ - ٩:٥۱ ‎ب.ظ - میلاد