بهارستان(جامی):

نابینایی در شب تاریک ، چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت:« ای نادان، روز و شب پیش تو یکسانست و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟» نابینا بخندید و گفت: « این چراغ نه از بهر خود است، از برای تو کور دلان بی خرد است، تا با من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.»

لینک
شنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٥ - ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ - میلاد