شرح مختصری از زندگی مولانا به مناسبت نامگذاری سال 2007 میلادی به نام وی

مولانا جلال الدین محمد ، فرزند سلطان العلماء بهاء الدین محمد بن حسین الخطیبی، معروف به مولوی و ملای روم ؛ شاعر و عارف قرن هفتم (604-672 ه.ق)؛وی در بلخ متولد شد. پدرش محمد بن حسین ملقب به بهاءالدین ولد بنابر قول مشهور نوه ی دختری علاءالدین خوارزمشاه بود و از فضلا و مشایخ و عرفا محسوب می شد؛ وی به علت سعایت بدخواهان و آزار دیدن از مردم بلخ مجبور به مهاجرت از بلخ شد و با پسرش جلال الدین از راه بغداد قصد سفر حج نمود.بهاءالدین ولد در نیشابور بدیدن شیخ فریدالدین عطّار نایل آمد و او جلاالدین را در آغوش کشید و دعا خواند و مثنوی اسرار نامه را به او هدیه کرد و مولانا بهاءالدین را گفت:«زود باشد که این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند». بعد از عبور از بغداد و زیارت حج به ملاطیه رسید و در آن شهر چهار سال اقامت کرد و سپس هفت سال هم در لارنده رحل اقامت افکند تا آنکه به دعوت سلطان علاءالدین کیقباد به قونیه مرکز حکومت او رفتند و در آنجا بهاءالدین ولد به ارشاد مردم پرداخت و مورد احترام فوق العاده سلطان قرار گرفت. پس از فوت بهاءالدین ولد، مدت نه سال جلال الدین از محضر برهان الدین ترمذی کسب فیض کرد و سپس به عزم سیاحت و اخذ معرفت به شام سفر کرد و مدتی در حلب و شام و دمشق اقامت گزید و تحصیل معانی کرد و با تجارب معنوی و مکتسبات علمی بازگشت و به امر سلطان مانند پدر به ارشاد و تعلیم و تدریس علوم شرعی مشغول شد.تا وقتی که مولانای ما در مجلس بحث و نظر بوالمعالی گشته فضل و حجت می نمود ، مردم روزگار او را از جنس خود دیده به سخن وی که در خور ایشان بود فریفته و بر تقوی و زهد او متفق بودند ،ناگهان آفتاب عشق و شمس حقیقت پرتوی بر آن جان پاک افکند و چنانش تافته و تابناک ساخت که چشمها از نور او خیره گردید و روز کوران که از ادراک آن هیکل نورانی عاجز بودند از نهاد تیره خود به انکار برخاستند و آفتاب جان افروز را از خیرگی چشم، شب تاریک پنداشتند . مولانا طریقه و روش خود را بدل کرد، اهل آن زمان نیز عقیده ی خویش را نسبت به وی تغییر دادند ؛ آن آفتاب تیرگی سوز که این گوهر شب افروز را مستغرق نور کرد و آن طوفان عظیم که این اقیانوس آرام را متلاطم و موج خیز گردانید و کشتی اندیشه را از آسیب آن به گرداب حیرت افکند، سرّ مبهم و سر فصل تاریخ زندگانی مولانا ، شمس الدین تبریزی بود. جلال الدین در اولین برخورد آنچنان تحت نفوذ این مرشد روحانی قرار گرفت که تا آخر عمر مرید او بود .همین ارادت خالصانه بود که باعث به وجود آمدن آنچنان اشعار نغز و دلپسند شد .مثنوی او در شش دفتر است که در حدود 26000 بیت دارد .در این منظومه که آن را به حق باید یکی از بهترین نتایج اندیشه و ذوق فرزندان آدم و چراغ راه عرفان دانست، مولوی مسائل مهم عرفانی و دینی و اخلاقی را مطرح می کند. غیر از مثنوی دیوان غزلهای او به نام شمس تبریزی و مجموعه ی رباعیاتش معروفست؛ کلامش در غالب این غزلها مقرون به شور و التهاب شدید است ، که بر گوینده ی آن، در احوال مختلف دست می داد. غیر از سخن منظوم از او آثار منثور فیه ما فیه ، مکاتیب و مجالس سبعه را در دست داریم.

در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست

در شیوه عشق خویش و بیگانه یکیست

آنرا که شراب وصل جانان دادند

در مذهب او کعبه و بتخانه یکیست

برگرفته از

: دایرة المعارف مصوّر دانش و هنر ، شرح حال مولانا در مقدمه دیوان شمس به قلم استاد فروزانفر ، کتابخانه الکترونیک شعر فارسی درج
لینک
پنجشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٥ - ٩:۳٢ ‎ق.ظ - میلاد

 

هنگامی که روزی را آغاز می کنید ، در جست و جوی کسی باشید که به نوازشی محبت آمیز ، کلامی تسلی بخش یا پیامی تشویق کننده نیاز دارد. زندگی های پیرامون خود را با مرهم عشق و مهربانی نرم کنید. درخشش یک لبخند ، همچون خورشید می تواند روحی افسرده را دگرگون کند.

لینک
دوشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٥ - ٩:۱٠ ‎ق.ظ - میلاد

آندره ژید(کتاب مائده های زمینی)

آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی.هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد. همان دم که مخلوقی نظر ما را به خویشتن منحصر کند ، ما را از خدا بر می گرداند.

به هر کجا بروی جز خدا چیزی را دیدار نمی توانی کرد.خدا همان است که پیش روی ماست. ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگریی.

لینک
شنبه ۱٦ دی ،۱۳۸٥ - ٩:۱۸ ‎ق.ظ - میلاد

 

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست

آن به که کار خود به عنایت رها کنند

لینک
جمعه ۸ دی ،۱۳۸٥ - ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ - میلاد

 

یک فکر اگر پیوسته در ذهن نگه داشته شود، ما را به کنش وا می دارد. کنش نیز هنگامی که تکرار شود، به عادت تبدیل می گردد و این عادت های ماست که سرنوشتمان را تعیین می کند.بنابراین اگر بخواهیم که سرنوشت خود را تغییر دهیم ، باید از افکارمان آغاز کنیــم.

لینک
یکشنبه ۳ دی ،۱۳۸٥ - ۸:٤٢ ‎ق.ظ - میلاد