سلام

من فعلا در مائده ی جان مطلبی پست نمیکنم
لطفا برای خواندن مطالب من و دیگر دوستانم به وبلاگ شفا بیائید!
(لطفا ایمیل خودتون رو در بخش "عضویت در وبلاگ من" وارد کنید تا از فعال شدن دوباره وبلاگ مائده ی جان مطلع شوید)
با تشکر

میلاد زائرمیری

*www.shefa.blogspot.com*

Pictures I've taken

لینک
پنجشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٦ - ٧:٥٧ ‎ب.ظ - میلاد

 

پادکست 31 شفا


نمایشنامه ی داستان فرشته
نوشته هانس کریستین اندرسن
ترجمه: هدی موذن
بازیگران: میلاد، هدا و محمد
صداگذاری و میکس: محمد
قابل پخش در ام پی تری پلیر
4 مگابایت
14 دقیقه

بشنوید یا دانلود کنید

وبلاگ شفا


لینک
یکشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸٦ - ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ - میلاد

دین من عشق است...



قلب من پذیرای همه ی صورتهاست
قلب من چراگاهی است برای غزالان وحشی
و صومعه ای است برای راهبان ترسا
و معبدی است برای بت پرستان
و کعبه ای است برای حاجیان
قلب من الواح مقدس تورات است
و کتاب آسمانی قرآن
دین من عشق است
و ناقه ی عشق مرا به هر سوی که خدا
خواهد سوق می دهد
و این است ایمان و مذهب من

محی الدین


امیدوارم اونقدر زرنگ باشیم که گرفتار صورتها و تعصبات بیخود نشیم ،که نذارن چیزهای خوب و ناب رو تجربه کنیم!


لینک
چهارشنبه ٢٠ تیر ،۱۳۸٦ - ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ - میلاد

فقط ِفقط همین!


Follow your bliss and the universe will open doors for you where there were only walls
Joseph Campbell 1904-1987
به دنبال خوشی خود بروید، کائنات درهایی را برایتان خواهد گشود که دیگر دیواری نیست



بسیار مهم است که فقط آن کاری را بکنید که دوست دارید. در این صورت حتی اگر فقیر باشید،یا گرسنه و یا در خرابه ایی زندگی کنید ، باز هم زندگی کاملی خواهید داشت و در پایان روز های عمرتان، از زندگی خود شاکر خواهید بود. زیرا همان کاری را انجام داده اید که برای آن به اینجا -به این دنیا- آمده اید

برگرفته از نوشته ی من در وبلاگ شفا
لینک
دوشنبه ۱۱ تیر ،۱۳۸٦ - ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ - میلاد

تفکر و ضد تفکر !!!


کاریکاتوریست: حسن کریم زاده
لینک
جمعه ۱ تیر ،۱۳۸٦ - ٦:٠۸ ‎ب.ظ - میلاد

 




لینک
سه‌شنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٦ - ۱:۱٧ ‎ق.ظ - میلاد

شرابی خور که در کوثر نباشد!

GRAPE'S WINE
O God! that men should put an enemy in
their mounths to steal away their brains; that
we should, with joy, pleasance, revel, and
applause, transform ourselves into beasts

W.SHAKESPEARE, Otello, Act II , scene 3

شراب انگوری
عجبا که مردمان
دشمنی را از پنجره ی دهان به خانه ی خود راه میدهند
تا گوهر عقل آنها را بدزدد؛
و شگفتا از ما که با شادی و دست افشانی
ورود خود را به عالم حیوانی جشن می گیریم

ویلیام شکسپیر ،اتللو، پرده دوم، صحنه ی سوم


.............................................


حقیقت ِ بسم الله از هر شرابی گیراتر است و نظامی حقیقت این معنی را اشاره کرده که:
نظامی جام وصل آنگه کنی نوش
که بر یادش کنی خود را فراموش
...معنی بسم الله اینه!
در قرآن انواع شرابها هست؛ شراب بسم الله تازه اولینشه! شراب زنجبیلی هست که مولانا خورده بوده؛ گـــرم؛ پر از نشاط؛ پر از نورانیت؛ نه این شرابها که بی خود دلشون رو خوش میکنن، میگن بزن روشن شی! چه روشنایی؟! عین تاریکی آقا، در غم و غصه فرو رفته، میگه بزن روشن شی!
اونایی که سی سال چهل سال از این شراب خوردن هیچ روشن شدن؟! هیچ کس آمده پیش شما بگه من غم عالم رو با این از دلم بیرون کردم؟!
چون دارو ی اونها، این نیست! یه شراب دیگه است، اشتباه گرفتن؛ این شراب شیطانیه! شیطان کارش دروغه! شما میخواین غصه ی عالم رو از بین ببرین، شراب احتیاج دارین البته! اما این نیست! "...شرابی خور که در کوثر نباشد"
به ماه روزه جهودانه می مخور تو به شب
بـیـــا به بــــزم محمد مـــدام نوش مـــدام
... خاصه آن باده که از خم نبی است..... نه میی که مستی آن یک شبیست
شراب زنجبیلی هست؛ شراباً طهورا هست
" ...طهورا چیست صافی گشتن از خویش "
بخور می وارهان خود را ز سردی
که بد مستی به است از نیک مردی
این یه شرابیست که اگر فقط بوش به مشام آدم بخوره غوغا به پا میکنه! همین رنگ ظاهریش آدما رو مست کرده، حتی اونایی که وارد معنا نشدن!
یکی از بوی دُردش ناقل آمد
یکی از نیم جرعه عاقل آمد
یکی از جرعه ای گردیده صادق
یکی از یک صراحی گشته عاشق
یکی دیگر فرو برده به یکبار
می و خمخانه و ساقی و میخوار
کشیده جمله و مانده دهن باز
زهی دریا دل رند سرافراز
شرابهای بسیار هست که هر کدام چنان مستی ایجاد میکند که "... سر و دستار نداند که کدام اندازد"
یکی دیگر شراب جاودانگی است. به ما گفته بودند که شما رو یه موجودی به نام مرگ میاد میخوره! ما هم چقدر ترسیده بودیم،نگران بودیم،هنوزم همه نگرانند! یه رسولی آمد فرمود ،نه ،کی همچین چیزی گفته؛ هر نفسی مرگ رو میچشه، مرگ نیست که شما رو میخوره، شما اصلا نمیگنجید در دهان مرگ، مرگ تجربه ایست از تجربیات شما. بنابراین این شراب چقدر قیمت داره؟! تا کی آدم مست میشه؟! ...تا همیشه!
شراب انس و دوستی: ما تنهاییم در این عالم! کیی با شماست؟!... هیچ کس با شما نیست! پدر و مادر و زن و فرزند و... همه میذارن میرن! چهار روز با شما هستن! تازه همون زمانی هم که با شما هستند در وجود خودشون هستن! هیچ کس نمیتونه وارد وجود شما بشه! شما تک و تنها هستین در این عالم!..........اونوقت یک نفر میاد میگه: «وَ هُوَ مَعَکُم أَیْنَ مَا کُنتُم ، او با شماست» ، این شراب معیت و حضور ،که آدم بدونه که دیگه هیچ وقت تنها نیست،آدم رو مست میکنه، چون معیت او غیر از معیت خلق است، معیت او چنان است که از ما به ما نزدیکتره! و انواع شرابهای دیگه...
که یکی دیگر شراب زیبایی است ، شراب زیبایی از همه ی شرابها قویتره؛ وقتی که زلیخا زنان مصر رو دعوت کرد و کارد و ترنج رو داد دستشون و ناگهان به یوسف گفت از پشت پرده بیرون بیا: وقتی دستشون رو بریدن باید بالاخره یه آخ میگفتن!؟ نگفتن! اصلا غافل بودن از بریدن دستشون! ......زیبایی میتونه آنچنان آدم رو مست بکنه که تمام غمهای عالم رو فرموش کنه! به قول سعدی:
جمله غمهای جهان هیچ اثر مینکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
شراب زیبایی رو دست کم نگیرید!هنر رو دست کم نگیرید! هنر میتونه انسان رو از همه ی غصه های عالم فارغ بکنه!

برگرفته از سخنرانی دکتر الهی قمشه ای با موضوع: آفرینشهای هنری در قرآن


لینک
جمعه ۱۸ خرداد ،۱۳۸٦ - ٦:۱۱ ‎ب.ظ - میلاد

آلفرد تنی سُن(1892-1809)

FLOWER IN THE CRANNIED WALL

Flower in the crannied wall,
I pluck you out of the crannies,
I hold you here,root and all, in my hand,
Little flower-but if I could understand
What you are,root and all, and all in all,
I should know what God and man is
 
گل وحشی

ای گل ِ وحشي
كه از شكاف ِ ديوار ِ شكسته ای روييده ای
تو را بيرون خواهم كشيد
و بر كف ِ دست خواهم نهاد
ريشه و ساقه و گل، هر سه با هم،
 
اما اگر مي توانستم
تو را بفهمم كه چيستی
ريشه و ساقه و گل با هم
خداوند را
و جوهر ِ ذات ِ آدمی را نيز مي شناختم.

ترجمه:دکتر حسین الهی قمشه ای
لینک
دوشنبه ۱٤ خرداد ،۱۳۸٦ - ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ - میلاد

به همین سادگی!





چند وقت پیش،کتاب ِ «روی ماه خداوند را ببوس» رو میخوندم؛ صفحات ِ آخر ِ کتاب بود؛ به این قسمت رسیده بودم:

«... یونس، تو نمیتوانی معنای خداوند را در کنار بقیه معناهای زندگی ات بچینی. وقتی خدا در معصومیت ِ کودکانْ مثل ِ برفِ زمستانی می درخشد تو کجایی یونس؟ واقعاً تو کجایی؟ شاید خداوند در هیچ جای دیگر ِ هستی مثل ِ معصومیت ِ کودکی،خودش را اینگونه آشکار نکرده باشد.من گاهی از شدت ِ وضوح ِ خداوند در کودکان، پُر از هراس می شوم و دلم شروع میکند به تپیدن. دلم آنقدر بلند بلند می تپد که بُهت زده می دَوَم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم.کجایی یونس؟ صدای مرا می شنوی؟»

در حالی که کتاب داشت تمام میشد، دیدم صدای علی (داداش ِ کوچیک ِ چهار و نیم ساله ام) از تو اتاقش می آید و مامانم داره براش قصه میگه تا امشب تنها بخوابه، رفتم پیشش بوسیدمش و گفتم شب بخیر، گفت:میلاد، یادت باشه امشب خوابای خوب ببینی، گفتم: خوب ممکنه یه وقت یادم بره!، مامانم به شوخی گفت: ساعت کوک کن تا یادت نره، ولی علی در حالی که خرس کوچولوش رو تو بغلش گرفته بود،خیلی ساده و کودکانه گفت: خب فکر کن یه چیزی تو بغلته، اونوقت خوابای خوب می بینی!
چقدر این حرف علی من رو یاد آیه ی 16 سوره «ق» انداخت: « نَحْنُ أقرَبُ إليْهِ مِنْ حَبْل ِ الوَريد ، ما از رگ گردن به او(انسان) نزدیکتریم» ، با خودم فکر کردم اگه ما کسی رو که از رگ گردن به ما نزدیکتره و همیشه پیش ما هست و در دسترسه و بزرگترین قدرتها رو داره ، تو بغلمون بگیریم، آیا هیچ کابوس و ترس و تنهایی سراغمون میاد؟!
علی بعد از چهار سال و نیم که به این دنیا اومده، هنوز یه چیزایی از دنیای فرشته ها یادشه که امیدوارم مثل ِ اغلب ِ ماها در گیر و دار این عالم فراموش نکنه!

برگرفته از نوشته ی من در وبلاگ شفا
لینک
سه‌شنبه ۸ خرداد ،۱۳۸٦ - ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ - میلاد

 

پادکست 29 شفا

بزرگداشت عالم فرزانه استاد حسین الهی قمشه ای
با صدای: محمد، پریسا، میلاد(خودم) و مهزاد

از اینجا بشنوید

Shefa podcast پادکست ِ شفا

لطفا نظرهای خودتون رو بنویسید برایمان تا کارمان بهتر شود


وبلاگ شفا

لینک
پنجشنبه ۳ خرداد ،۱۳۸٦ - ۳:٤٦ ‎ب.ظ - میلاد